تبليغاتX
مرگ برگ

مرگ برگ

بازگشت

دیدید این آدمایی رو که یه مدت طولانی ازهم دورن وقتی به هم میرسن یا اونقدر همدیگه و خاطراتشون یادشون رفته که نمیدونن چی بهم بگن ومثل دوتا غریبه ان یا اونقدر دلتنگی وگلایه هاشون زیاد وعجیبه که نمیدونن ازکجا شروع کنن یا اصلا کی اول شروع کنه حکایتشون حکایت من واین دنیای مجازی وادمای واقعیشه!!!

میومدم _هنوزم میام_ ومیخوندم ومی رفتم، ساکت وآروم! به یاد همه ی اون روزای خوب وبد وخاطره هاش!ولی حالا تصمیم گرفتم یه دستی به سروگوش این خونه ی خاک گرفته بکشم اخه اردیبهشته....اردیبهشت که میشه حال وهوای منم یه جور دیگه اس دلتنگی ها وخاطرات گذشته همین جور آوار میشه روسرم! هرچقدرم که بخوای سخت باشی نمیشه... نمیشه....

 یه اتفاق خوب  این ماه منتشرشدن البوم"منورهاکن" مهدی یراحی هست که بعد ازبدقولی های متعدد شرکت پخش(TDH)  بالاخره 31فروردین منتشر شد(که البته اول اردیبهشت به دستم رسید) . پیشنهاد میکنم ازدستش ندید! یادتون نره فقط اورجینال! یه قسمت ازمتن هرترک وبا یه توضیح مختصر واستون تایپ کردم که مشتاق تربشید!!!

 

 

4ok62mztlogmvjjtmi9.jpg

 

توبرمیگردی

 رو به این جاده به بن بست برو  یه نفرمیونمون هست برو

این صدارو خاطرت ازیاد برد  بس که من خوندم وآواز نشد

همه ی سعیمو کردم مگه نه؟ من به هردری زدم باز نشد

دست تو روشد ولی من باختم  بس که بازی تو بی قاعده بود

همه راز دلمو فهمیدند بس که انکار تو بی فایده بود...

 

منورهاکن(تیتراژبرنامه شب شیشه ای ازشبکه تهران )

 من وانتظارو کابوس تنهایی، منو حس اینکه هرلحظه اینجایی

دارم اینه هارو گم میکنم کم کم ، تورو هر طرف رو میکنم میبینم

نگو ازتو چشمام چیزی نمیخونی ، تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی

اگه این بهارم برنگردی خونه،  دیگه چیزی ازمن یادت نمیمونه

 

 علی مودک(برای تو) یه قطعه عربی فارسی که یه جورایی نمک وشیرینی البوم محسوب میشه واسه تحمل کردن تلخی ترانه های دیگه!

 از تایپ کردن این یکی عاجزبودم!!

 

 ندارمت (ترانه اش واسه روزبه بمانی هستش که بخطرممنوع الکاربودنش

رو اینسرت البوم به اسم بهزاد بمانیه!)

 این سکوت واین هوا واین اتاق شب به شب به خاطرم میاردت

تواین خونه هنوزم یه نفر نمیخواد باور کنه نداردت

نمیخواد باورکنه تواین اتاق دیگه ما باهم نفس نمیکشیم

زیر لب یه عمره میگه باخودش ما که ازهمدیگه دست نمیکشیم 

به هوای روز برگشتن تو سر هرراهی نشونه میکشه

با تمام جاده های رو زمین رد پاتو سمت خونه میکشه...

 

همیشه عاشقت بودم

 میتونستی بمونی عاشقم باشی مثه من، من همیشه عاشقت بودم

توازبالا منو میدیدی اما من ازاعماق ریشه عاشقت بودم

دارم نابودی دنیامو میبینم آخه عشق من ورویای من بودی

دارم می لرزم از گریه ازاین ماتم نفهمیدی همه دنیای من بودی

 

باورنکن

(این یکی رو خیلی دوست دارم ونمیدونم چرا ولی اشکمو دراورد! واسه همین متنشوکامل نوشتم)

 من از زندگی تو هوات خسته م  ازت خسته مو باز وابسته م

نگوما کجاییم که شب بین ماست  خودم هم نمیدونم اینجا کجاست

بیا با هوای دلم سرنکن  بهت راست میگم تو باور نکن

ازاین فاصله سهممو کم نکن  بهت خیره میشم  نگاهم  نکن

تو رنجیدی  و دل ندادم بری خودم رو فراموش کردم تو یادم بری

تو یادم بری زندگیم سرد شه یه روز این پسربچه ام مرد شه

ولی هرشب ازخواب من رد شدی به هرراهی رفتم تو مقصد شدی

درست لحظه ای که ازت میبرم تحمل ندارم  شکست  میخورم

نمیشه تو این خونه پنهون بشم  بهم  سخت میگیری آسون بشم

اگه پای من جاده رو برنگشت  فراموش کن بین ما چی گذشت....

 

حراج

(فکرکنم از خوندنش تعجب کردید چه برسه به شنیدنش! ولی باورکنید مجوزگرفته! دوسش دارم! ترانه شم ازکسی برنمیاد جز روزبه بمانی)

زندگیمون حراج شد دیروز  هرچی بود و نبود و سوزوندی

دیگه چیزی نمونده توخونه غیرما که رو دست هم موندیم

دراین خونه روهمه بازه آدما ازحجوم  سرریزن

حال اون ادمی رو دارم که زندگیشو تو کوچه میریزن

هرکی از راه میرسه انگار چیزی از زندگیمو میگیره

پیش چشم خودم تو این خونه هرکسی تو اتاقمون میره

کاش میشد بدونم از فردا عکس لبخند کی  تو این قابه

کی تا این حد موهاشو میبافه کی رو تخت من وتو میخوابه

همه چیمون تو پنجره پیداس بین ما هیچ پرده پوشی نیست

به کسایی که مارو می بینن بگو این منظره فروشی نیست

من واسه بند بند این خونه واسه هرچی که توشه جنگیدم

شب به شب دور خونه میگشتم، کعبه رو این اتاق میدیدم

ما یه تاریخ پیش هم بودیم من عتیقه م آهای عتیقه فروش

قیمت من هنوز دستت نیست منو ارزون به هرکسی نفروش

 

هوای تو(تیتراژماه عسل سال88)

 بیا تا پیداشم ،توباش تامن باشم ، هنوزمیشینم به هوای دیدن تو

تو با این دل کندن ، کجا رفتی بی من، بگونزدیکم به شب رسیدن تو

بیا که رها شم ازاین همه درد که صدا شم ازاین شب سرد

که تموم بشه فاصله ها بیا که من ازتو خسته ترم

که من ازمن بی خبرم به هوای خونه بیا...

 

 داری سرباز کی میشی؟!

 همین جایی که هستی باش ازاین خونه بری کیشی

تواین خونه خودت شاهی داری سرباز کی میشی؟!

همین جایی که هستی باش عذاب رفتنت کم نیست

تو"حوا"ی کسی میشی که من میدونم"ادم" نیست

 

 پ ن۱: آن شرلی هرروز ساعت 18 شبکه 2... برنامه کودک محبوب کودکیم ودلخوشی این روزهام!!!

 پ ن ۲:میدونم خیلی طولانی شد.... ولی خب شد دیگه! حالا خوبه حرفم نمیومد!

 پ ن ۳: دوستای اردی بهشتی تولدتون مبارک!

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 23:42  توسط نسرین(کژال)  | 

بازگشت...

بازگشت

دور از نشاط هستی و غوغای زندگی
دل با سکوت و خلوت غم خو گرفته بود
آمد سکوت سرد و گرانبار را شکست
آمد صفای خلوت اندوه را ربود

آمد به این امید که در گور سرد دل
 شاید ز عشق رفته بیابد نشانه ای
او بود و آن نگاه پر از شوق و اشتیاق
من بودم و سکوت و غم و جاودانه ای

 آمد مگر که باز در این ظلمت ملال
روشن کند به نور محبت چراغ من
باشد که من دوباره بگیرم سراغ شعر
زان بیشتر که مرگ بگیرد سراغ من

گفتم مگر صفای نخستین نگاه را
در دیدگان غمزده اش جستجو کنم
وین نیمه جان سوخته از اشتیاق را
خهکستر از حرارت آغوش او کنم

چشمان من به دیده او خیره مانده بود
رخشید یاد عشق کهن در نگاه ما
آهی از آن صفای خدایی زبان دل
 اشکی از آن نگاه نخستین گواه ما

ناگاه عشق مرده سر از سینه برکشید
آویخت همچو طفل یتیمی به دامنم
 آنگاه سر به دامن آن گذاشت
 آهی کشید از سر حسرت که : این منم

باز آن لهیب شوق و همان شور و التهاب
باز آن سرود مهر و محبت ولی چه سود
ما هر کدام رفته به دنبال سرنوشت
من دیگر آن نبوده ام و او دیگر او نبود....

 

پ ن۱: برایمخاطب خاص...

پ ن۲: بی نتی هم این روزها معظلی شده برای خودش!

پ ن۳:شهر جدید بد نیست میگذرد با دلتگی هایش... همین!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 15:52  توسط نسرین(کژال)  | 

خداحافظ

آخرین بارشهری که دوست داشتم....

 اولین پست هر وبلاگی معمولا سلام هست اما من میخوام خداحافظی کنم و به این فکر میکنم که "خداحافظی کردن" گاهی چقدر تلخه و شایدهم مزخرف...

 به این فکر میکنم که تواین یک سال این چندمین باره که اینطور طعم تلخ خداحافظی رو باتمام وجودم حس میکنم...

این چندمین باره که تا میام به شرایط جدید عادت کنم دوباره مجبور میشم از یکی دیگه از دلبستگی هام دل بکنم وبگم خداحافظ...

گاهی هم بشنوم و رفتن هایشان را ببینم....

میخوام خداحافظی کنم . خداحافظی با شهر خاطره های تلخ وشیرینم...

خداحافظی با تمام ادمهایش... ادمهایی که گاه دوستشان داشتم وگاه...

خداحافظی با دوستانی که تمام زندگی ام میشدند گاهی...

خداحافظ رفیق(ان) روزهای خوب, خداحافظ رفیق خوب روزها...

میدانم و میدانید که دلم چقدرهوایتان را خواهد کرد.

هوای خاطره هایمان را... روزهای خوب سرخوشی هایمان باهم.... غصه هامان.... دلم برای تک تکتان تنگ میشود! میدانم که میدانید...

فقط یکی بگوید با هجوم یکباره ی دلتنگی هایم چه کنم وقتی که نیستید؟ با بغض هایی که ...

*حرف آخر به یاد عزیزی که گفت:

 خداحافظی شاید غمگین ترین شعر جهان باشد....

خداحافظ..

...................................................................................

پ.ن:اینم دل تنگی های دوستانم دو قدم تا قاف،یادم از خاطر تنهایی تو سرشار است... +چشمانت راورق بزن شايددرگوشه اي از آن مرابه يادگارکشيده باشي...

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 12:5  توسط نسرین(کژال)  |